نتایج جستجو برای عبارت :

خواهش میکنم

نیمه شب مامان که نمی تونست دیگه روی پاهاش بایسته، بیدارم کرد تا گوشیم رو بهش بدم. خونده بودم که اگر توی زمان عمیقی از خوابت بیدار بشی و بعد از یه مدت دوباره بخوابی، احتمال دیدن خواب شفاف زیاده. چند وقته داریم با کِن تلاش می کنیم تا به خواب هم دیگه بریم. موفق نشدیم. رو به تمرین خواب شفاف و تولتک ها آوردیم. می خواستم شروع کنم به گفتن "میخوام خواب شفاف ببینم." که فکرهای دیگه ای به ذهنم هجوم آوردن. نمی دونم چقدر گذشت، اما با نوری که از پنجره ی اتاق روب
خالی از واژه ها و افراد و تجربه ها،
خلوت خلوت،
صدای خالی بودنم را می شنوم
نیازها یکی یکی قد علم می کنند
زمین و آسمان نمی شناسند،
نیازند
و من، نیازمند
نیازند
و با همه ی تنوع و پراکندگی شان
از «من» بر می آیند
«من» ای که اینک «تو» را می جوید؛
برآورده کننده ی حاجت هایش را،
پاسخ نیازهایش را،
«تو»یی به وسعت همه ی زمین و آسمان ها را
تو را به عمق شنوایی ام از خویش،
تو را به گستردگی نیازهایم می شناسم
سنگینی گوش است و دل،
از خواهش هایم تا نامهای بلندت
همان
همیشه یعنی همیشه؛ همیشه باید خدای را یاد نمود در جان و زبان و از او درخواست اصلاح امور را داشت؛ چه که انسان به همه چیز احاطه ندارد و همه چیز را دانا نیست؛ پس از او خواهش کنیم و البته خواهش بهترین ها را هم داشته باشیم؛ مادیات هر چند که گاهی ضروری هستند اما همیشه بهترین نیستند؛ پس اگر مادیات را از خدا خواستاریم، از همو خواستار بهترین اثر از این شیء برای تحقق کمال انسانی و نجات خود باشیم.
ادامه مطلب
شریعتی عاجزانه میگوید ؛" خواهش میکنم اگر در سخن تند من ، در انتقاد های زننده و تیز و صریح من ، تلخی‌ای وجود دارد ، این تلخی را بر من ببخشید؛ اگر معتقدید و می بینید که در آن حقیقتی هست. زیرا مصلحت گویی خوشایند است و فریب دادن و دروغ بافتن و تایید و تعریف کردن شیرین ، اما حقیقت تلخ است و بگذارید به جای تخدیر درد و کتمان بیماری و دلخوش‌ خنک ‌های آرام کننده ، روی در روی این بیمار بایستیم و تلخ و تند و راست و صاف ، بگوییم . ".
وضعیت جسمیم نگران کننده ست. آخرین بار اواخر تیر این حالت رو داشتم. ازصبح vertigoی شدبدی احساس میکنم و باید کسی دستم رو بگیره تا بتونم راه برم! یا سرم رو از روی کتاب بر میدارم ارتعاشات رو کامل احساس میکنم.
خدایا؟ خواهش میکنم این دفعه هم به خیر بگذره! خواهش میکنم! اصلا علاقه ای به نوارمغز و سی تی اسکن ندارم...روی رفتن پیش پزشکمم بعد قطع کردن داروها روهم ندارم. مرسی.
لطفا برای درک بهتر داستان و فهمیدن اینکه توی داستان اصلا چه خبره،مجموعه رو از اول بخونید.من متعجبم چون با تموم تاکید هایی که کردم،تعداد دانلود های پسر بهشت که جلد پنجمه،از تعداد دانلود های امپراطوری گرگ ها که جلد اوله و باید اول اون رو دانلود کرد،بیشتره.آخه چرا اهمیت نمی دید.به خدا با این روش اصلا نمی فهمید توی داستان کی کیه و چه خبره.پس برای خودتونم که شده،مجموعه رو از اول بخونید.خواهش میکنم.
این چریک مآب دشمن کش، ناله اش آرمانی نیست؛
چتر نجات باید تا حل این مشکل نماید؛
اگر با آفتابه به جنگ ترامپ رفته بودم تا بحال برنده شده بودم
ما با معاویه خاله بازی می کنیم و با یاسر گرگم به هوا؛
توپ مویزه نوش را در بادیه به عاریت داده ایم
اگر این مصاف رحیل رحل در کلام ملکوت هم باشد ما شیطانی دیگر به سامری خواهیم داد؛
تهران غاز شکم پر است و خوزستان دمبه آب شده در خشتک آقایان
این ناقوس، ناموس من نیست
اگر ضحاک به خنده خود مرد و من در اقیلم ابلیس مارد
امروز وقتی نشسته بودم کتاب می‌خوندم مامان اومد داخل و با ذوق گفت بیا برات زیرشلواری گرفتم.پوشیدم.خیلی قشنگ و نرم بود.مامان گفت بپوشمش و دیگه اون کوفتی رو بندازم دور(منظورش یه شلوار بود که توی خونه ‌تکونی از انباری پیداش کرده بودم و طی این چندماه بی وقفه می‌پوشیدمش).هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به درجه‌ای از تواضع و حس استغنا برسم که بدون اینکه درخواستی بکنم بهم چیزی بدن و خواهش کنن ازش استفاده کنم.در کمد رو باز کردم و شلوار رو انداختم کنار تیشرت
دانلود آهنگ شهراد احساسی
دانلود آهنگ شهراد احساسییه احساسی بهت دارم که دنیامو تکون داده
همین عشقی که بهت دارم یه عمره با من همراهه
حالا که فاصله هامون مثل یه لحظه کوتاهه
اگه این عشقه میخوامش مثل یه تشنه میخوامش
به پای عشق میافتم چقدر شیرینه این خواهش
میدونی عاشقم کردی تو از حالم خبر داری
تو این احساسو نسبت به یه عمرِ زیر سر داری
میدونم مال من میمونی این قانون احساسه
تو رو اینجوری میخوامت رو احساسم اثر داری
اگه این عشقه میخوامش مثل یه تشنه م
♫♫
رو به راه نیست احوالم ، شبا بد روزا درگیرِ کارم
حالم خوش نی ، تو منو کشتیــ
پشتِ پنجره میشینم و خنده این پشت نی
اخما توو هم ، غُصه ها کوهن
انگار مجبورم که ازت دورم
بی تو این شب ها چقده شومن
چقده رفتارت تاثیر داره رو من
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غمِ تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پَر میزنه موهاتو نوازش کنم
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غمِ تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه
بهم زدیم 
اولش که بهم زدیم فک نمیکردم واقعا بهم بزنیم تا ۳-۳ ساعت صرفا ناراحت بودم.
یه هو حس که حس کردم کار تمامه دیگه خیلی بد شد با التماس و خواهش و به پا افتادن و گریه شروع شد بعد که دیدم دارم اذیتش میکنم اون التماس و خواهش و اینام تبدیل به گریه شدن و میرسیم به الان که گوشام پره آبه
هیچ وقت فک نمکردم این قد احساساتی باشم
حالا حس میکنم الان میتون خودمو نگه دارم یکم دیگه دوباره میرم التماس و تمنا و این سری قوی‌تر به پاش میوفتم و دوباره اذیتش میک
نام ترانه : گفتم بهت خواهش نرو
با صدای هنرمند جوان عباس دشتی
ترانه تنظیم و ملودی  : محمدطاها
میکس و مسترینگ : حافظ رکورد
تهیه کننده : صادق فرجادی
⏬برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید
دانلود با کیفیت اورجینال 320

دانلود آهنگ گفتم بهت خواهش نرو
شاعر ،، محمدطاها
لینک اینستاگرام :: http://instagram.com/mohammadtaha_ir
جهت سفارش ترانه ملودی و تنظیم با شماره های زیر تماس بگیرید 09154823316 09385922118
 متن آهنگ عماد محمدی به نام خاطره
تکست آهنگ خاطره از عماد محمدی

از خاطره هایم خبری جز تو ندارم
ابری تر از آنم که به تدریج ببارم
ابری تر از آنم که بترسانی ام از سیل
در سوگ تو میبارم و بارانی ام از سیل
دلواپس دلتنگی و دلواپسی ام باش
هم بستر و هم بغض شب بی کسیم باش
از فاصله گفتی و از این فاصله مردم
جز خاطراتت به کسی دل نسپردم
 بعد از تو پر از خواهش چشمانت شب آرامش
بانو جان دل من‌کو
بعد از تو تلخ و غمگینم سردرگم بی تو من اینم
دل تنگم بی تو بانو 
تو
دانلود اهنگ جدید تتلو به نام نوازش
♫♫
رو به راه نیست احوالم ، شبا بد روزا درگیرِ کارم
حالم خوش نی ، تو منو کشتیــ
پشتِ پنجره میشینم و خنده این پشت نی
اخما توو هم ، غُصه ها کوهن
انگار مجبورم که ازت دورم
بی تو این شب ها چقده شومن
چقده رفتارت تاثیر داره رو من
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم با غمِ تنهایی سازش کنم
نه غرور اجازه میده که به تو خواهش کنم
ولی من دلم پَر میزنه موهاتو نوازش کنم
نه میتونم جلوت این بحثه رو بازش کنم
نه میتونم ب
متن و تکست آهنگ رعنا سیاوشی به نام نمک گیر
متن آهنگ:

نمیشه بی تو دست به سر کنم
یه لحظه خواباتو یا که رویاتو
دست خودم نیست
تو واسه من خود نفس شدی
نمیدم به هیچکس یه نفس جاتو
یه نفس کم نیست
چه سخته زندگی بی تو نرو یه خواهش
تو یکی بی رحم نشو که بی تو
حال و روزم گفتنی نیست
تلاشت واسه رفتنت بیخوده عزیزم
واسه رفتن دیر شده نرو که
خاطراتت رفتنی نیست
چه سخته زندگی بی تو نرو یه خواهش
تو یکی بی رحم نشو که بی تو
حال و روزم گفتنی نیست
تلاشت واسه رفتنت بی خوده ع
هرچه افق دید گسترده تر، و خواهش ژرف تر، آرامش و ایستادگی اقیانوسانه تر
خروش جست و جوى ساحل و موج به جان افتادن هم بیشتر، با میدانی فراخ تر و طوفان و گردباد سهمگین تر
به این امید که سینه گشاده تر به موج ها، همان قدر که به تابش های نازک نور روی گوشه های پیدا و پنهان جان
بعضی ها دارن از اسم کاربری من استفاده میکنن تازگی ها خیلی ها با نام کاربری من.....هستم بازدید وبلاگشون رو با پست هایی با این نام کاربری بالا میبرن ولی وقتی ازشون خواهش میکنم این کار رو نکنن باز حرف خودشون رو میزنن...
نمیدونم چی کار کنم...
ای خدا
به اوضاع زمانه می ماند احوال رقاصه ی معروفی که مردان یک شهر خاطر خواهش هستند ولی حتی یک مرد هم نمی خواهد با او دیده شود می ستایم رقاصه را در مقابل یک شهر می ایستد به قیمت بی آبرویی یک رنگ است اما دیگرانش دو جا بندگی می کنند نزد آبرو و هوس الهام ملک محمدی
به اوضاع زمانه می مانداحوال رقاصه ی معروفی که مردان یک شهر خاطر خواهش هستندولیحتی یک مرد هم نمی خواهد با او دیده شودمی ستایم رقاصه رادر مقابل یک شهر می ایستدبه قیمت بی آبرویی یک رنگ استاما دیگرانش دو جا بندگی می کنندنزد آبرو و هوسالهام ملک محمدی
دست مزن! چشم، ببستم دو دست    
                                       راه مرو! چشم، دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن    
                                     نطق مکن! چشم، ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن  
                                     خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم، کور شوم، کر شوم     
                                   لیک محال است که من خر شوم
چند روی همچو خران زیر بار؟          
                           
سلام :) 
من خوبم تشکر حال شما خوبه ؟
خواهش میکنم ما دیگه عادت کردیم صداتون کنیم بعد صد سال دیگه ی صدایی بشنویم :| 
زندگی من هم پر شده از اتفاقات دردناک و تلخ و خدارا شاکرم ک تا الان زنده موندم :/ 
بنده پنج شنبه بیکارم 
قبل شب 
 
آقا شخصا خواهش میکنم اگه 6:30 صدای عربده آلارم گوشیم بلند شد و به قول غزل "ادقام" به خاموش کردنش کردم بیاید یکی بخوابونید پس کله م بگید حاجی شوما نباهاس بخوابی. بلند شو!
+ دیدین فردا هم تعطیل شد ؟ به آموزش پرورش یه ماچ ندیم بابت این سه روز؟ :*
Yalan Oldu
 
anladım seni ben kaybetdim
hani ben bir ömür senindim?
hiç mi hiç sevmedin?
belkide görmedin
ne olur ne olur dön bana
hiç mi hiç sevmedin
belkide görmedin
ne olur ne olur dön bana
 yalan oldu yalan oldu
dilin bana tuzak oldu
beni yıktın yıktın zalim
herşeyimdin elin oldun
yalan oldu yalan oldu
dilin bana tuzak oldu
beni yıktın yıktın zalim
herşeyimdin elin oldun
 
 
دروغ بود
 
فهمیدم که تو رو از دست دادم
پس کو من یه عمر مال تو بودم؟
هیچ،هیچ عاشق نشدی؟
شایدم ندیدی
خواهش میکنم برگرد بهم
اصلا دوستم نداشتی؟
شایدم ندیدی
خواهش میکنم به من برگرد
 
دروغ شد (حرفات دروغ از آب در اومد)
زبونت بر
ترک اعتیاد عشق!
درد در تنم می‌پیچد، قوس می‌خورد، از دست‌های بی‌فرجام بالا می‌آید نگاهش به مغز است. گلو را می‌فشارد، لب‌ها را به هم فشرده می‌کند، چشم‌ها را تنگ و گشاد می‌کند، موها پریشان می‌شوند، به مغز می‌رسد. من را زمین می‌زند. کش و قوس می‌دهد، پاهایم جان ندارند، هوسی در من ریشه می‌کند به اندام‌ها گسترش می‌یابد. من پر از خواهش می‌شوم.
پس زنده ام. طاقت بیار، کمی نفس عمیق، چشم‌ها گشاده، هوس در طول من کش آمده‌است. خود را به پوستم می‌
سلام ای تو زیباترین عشق ممکن
محاله رقیبی برات بوده باشه
اصن اونقدر ذات عشقت درسته
رقیبت محاله که آسوده باشه
بذار باورت شه من عاشق ترینم
بدون تو دنیای من بی فروغه
نباشی، منو عاشقی هام سرابه
یقینا تموم غزل هام دروغه 
حصار تنت خوبه زندون من شه
گرفتار موج چشاتم یه خواهش
بذار وقتی غرق نگاهت می میرم
بازم زنده شم با یه موج نوازش
تو فانوس دستای روشن که داری
واسه قایق بی پناهم ، پناهی
همین که تو رو دارم ای عشق خورشید
نمی ترسم از وحشت این سیاهی
سلام ای
به نام مهربانترین
 
با سلام و عرض خسته نباشید مجدد؛
 
این بار غرض از مزاحمت، طرح درخواست یا خواهش جدید نیست هرچند خودتان خوب می دانید انتهای دل ما، روز و شب خواهش و التماس است برای آمدنتان -فعل آمدن مناسب شما نیست. قدم رنجه کردنتان ...- . آن خواهش را که هم شما خوب می دانید و خدای شما، ما هم هر روز و هرشب، در هر نماز بارها تکرارش می کنیم. چه کنیم دیگر ؟ دلتنگی که وقت و موقعیت مقتضی سرش نمی شود.
 
این بار برایتان می نویسم از باب تشکر. خودم می دانم که با
گاهی وقتا میگم نکنه چشمه اشک ریختنم خشک شده؟! مثلِ سرنوشت و خیلی چیزای دیگم
با این همه بغضی که دارم و چیزایی که داره میگذره نمیدونم چرا گریه نمیکنم تا سبک شم
خیلی سعی میکنم همیشه برای خودم خوشحال باشم و خودمو سرگرم گلای فسقلی پشت پنجرم کنم، وقتایی که بیدار میشم خواهرم میگه اهان بدو با پیس پیس به گلات آب بده
آره خب عادتمه ، شدن هم زبونِ روزای دلتنگی بدبختی بدشانسیم ... 
اصلا میدونی چیه ، چون قرار نیست برای کسی حتی یکم غر بزنی خالی شی و حتی یکی نی
نمیدونم اصلا چجور باید توضیح بدم.....
ولی واقعا غلط کردم واقعا غلط کردم
هیچ وقت بع کسی ترحم نکنید هیچ وقت به کسی که نمک نشناسه به کسی که کثافطه اینکارو نکنید.. 
خدایا خودت کمکم کن خواهش میکنم خداجووون.
از شریف ،شرافت و از کثیف ،کثافت بهت میچسبه ،دقت کنید حتی به چه کسی سلام میکتید...
ای آب گلم  در پی نورت
                                             خواهش ز وجودم به ظهورت
من میوه ی کالی به حضورت
                                             در طعنه ی ناهی به عبورت
افتاده منم در ره روحت
                                             سیرت به تو هم با تو به صورت
ای آب گلم نغمه ی هستی
                                             خواهش ز دلم قلب صبورت
در این شب هجران شهادت
                                             لخ
انسان دادگرا، در پی معشوق یکسره عنان به دست دل نمی سپارد؛
می کوشد خواهش وجدان را در قالبی معقول بریزد و روش کار خود را قانونمند سازد...
احساس عدالت، شاهین فکر را  به سوی خود می کشد و هدف را تعیین می کند.
حقوقدان باید آنچه را به اشراق دریافته با منطق مرسوم حقوقی اثبات کند و به قانونگذار نسبت دهد.
دکتر ناصر کاتوزیان
چقدر پنل مدیریت بیان بزرگ شده!
 
خب الان باید اینطوری شروع کنم که: من همانم! همان، پرهام بود. منظورم اینه که همونم که آخرین بار اینجا رو بستم و رفتم! پارادوکس سابق!
خیلی خیلی بعیده، اما خواهش میکنم بیاید اینجا رو ببینید دوستان قدیمی و پیام بذارید برام! دلم براتون تنگ شده.
عصر دلگیر جمعه
تک تک عقربه های ساعت
یک آهنگ، یک فنجان قهوه
یک بغل دلتنگی
بوسه بر لبان زیبایت 
آن هنگام که میخندی
فکر چشمان زیبای دلفریب
یک آغوش، یک نوازش
یک دوستت دارم
یک صادق
جمله چیزی است که از تو می خواهم
میگویی یا درخواست کنم با خواهش
انتظار...انتظار، یک انتظار بی پایان
خواهش و تمنای پنهان در اشک چشمان
چون لحظه ریزش قطره های باران
شاید باز بیایی تو
باز بخوانی تو
صادق...
یک جرعه دیگر از قهوه
بیدار می شوم از رویاء
نمی بینم
نمی شنوم صدای زیبایت
دوستان کامپیوتر بنده امروز خراب شد و مطالب تا اطلاع ثانوى با پیامک گذاشته مى شود و از همه خواهش مى کنم دعا کنید هزینه تعمیرش زیاد نشه چون من بلیت مشهد براى 8 روز دیگه دارم و پول هم زیاد جمع نکردم و اگه هزینش زیاد بشه بیچاره میشملطفا دعا کنید مشهد جبران مى کنم خیلى ممنون
«میازار موری که دانه کش است»که کاری فجیعا بد و چندش استاز آن بدتر اما تو دانی که چیست؟به پیش جهان‌خوارگان خواهش استمگر مزدوج گشته برجامشانکه با مادر شوهرش چالش است؟فمنیستهای مجلس کجایند کهتجاوز به روحش بسی فاحش استبه اینستکس رسیده کنون کار اوو نقضش به کل رو به افزایش استبسی رنج برده در او بیست سیاف ای تی افش هم که در زایش استولی باز پیروزی از آن ماستکه مرد مقاوم در اسایش است#زهرا_آراسته‌نیا
کار رسید به جنگ تن به تن ... اولین نفر از سپاه دشمن جلو اومد ... (خیلی معروف بود ، برا خودش بزن بهادری بود ، همه می شناختنش ... اسمش که میومد مو به تن همه سیخ میشد ... ) وسط میدون که رسید شروع کرد رجزخونی کردن و حریف طلبیدن ... همه سپاه خودی داشتن به هم نگاه میکردن و کسی جرات نداشت از جاش تکون بخوره ، چه برسه بخواد بره میدون ... حیدر که جثه ی کوچیکی هم داشت و سنش هم زیاد نبود وقتی دید همه ترسیدن رفت پیش فرمانده و گفت : لطفا بهم اجازه بدید برم میدون ... فرمانده
سلام 
من دختری ۱۹ ساله و در آستانه ی انتخاب رشته هستم. بین رشته های مختلف، از مهندسی اپتیک و لیزر خوشم اومده و احتمال قبولیم هست. میخواستم ازتون خواهش کنم اگر چیزی راجع به بازار کار و درآمد این رشته می دونین بگین و راهنمایی کنین. 
اگر آشنایاتون این رشته رو خوندن یا خودتون فارغ التحصیل این رشته هستین، ازش راضی هستین یا نه؟، این رشته تا دکترا امکان ادامه تحصیل داره؟، محیط کارش چه جور جاهایی هست؟، به زیبایی مربوطه؟، مثلا برداشتن خال و کک و مک صو
واقعا برات متاسفم... 
واقعا متاسفم.. 
چرا وجودت از روی زمین پاک نمیشه؟
چرا اینقد وجودت شیطانی شده؟
حالم بهم میخوره ازت.. حالم بهم میخوره ازت!
فقط کاش بشه زودتر خدا رو ملاقات کنی چیزاییکه لیاقتته نوش جونت بکنه
خواهش میکنم زودتر
فرمانروا جانم، دور بگردم، میگم میشه خواهش کنم مریضا رو شفا بدی؟ میشه؟
لطفا....خواهش....
مرسی
خب اگه لطف میکنی، بقیه هم مریض نشن،خب؟! هوم؟ 
و وقتی اینطور شد، ما هم قدر قدرت تو رو بدونیم
الانم بدونیم ولی میگم ینی ناسپاس نباشیم اونوقتم، اینجور که تو قرآن میگفتی بعضی از ما آدما وقتی تو  کشتی گیر میفتیم و راه فراری نداریم، توبه میکنیم و  ازت کمک میخوایم بعد که به ساحل نجات میرسیم همه چیزو فراموش میکنیم، آخه زشته واقعا آدم فرمانروایی به زیبایی و م
از این به بعد تمام پست‌ها رمز‌دار خواهد بود.
از دوستانی که وبلاگ من رو میخونن و مطالب رو دنبال می‌کنن خواهش می‌کنم آدرس وبشون رو به صورت خصوصی بذارن تا رمز ثابت مطالب عمومی براشون ارسال بشه.
مطالبی که شخصی باشن هم به نحو دیگه‌ای توی عنوانشون مشخص میشه.
ممنونم از همراهی‌تون :)
 
+ چقدر جای خاتون خالیه... اگه اینجا رو میخونی لطفا برگرد، دلم برات تنگ شده.
بنام خدا. 
با سلام و آرزوی سالی پر خیر و برکت برای همگی. همانطور که همه می دانید فردا سالگرد عروج ملکوتی همسر عزیزم است، سال گذشته در چنین شبی که پر از خاطرات تلخ است شریک زندگیم را از دست دادم و تا ابد داغدارش شدم. نمیخواهم روضه بخوانم و اوقاتتان را آشفته کنم ،می دانم که بی ذکر مصیبت هم دلتان سرشار از غم و اندوه است ولی برای حضرت سیدالشهدا و مصائب حضرت زینب بگریید.
بینهایت ممنونم که در یکسال گذشته با مهربانی، شریک درد و غم ما بودید و امیدوارم د
یادته میگفتی سیگار رو اندازه من دوست داری؟
امروز که اومدی دیدم بوی سیگار میدی. بهت عطر زدم. برات کاپوچینو درست کردم و ازت خواهش کردم آدامس بجوی.
گفتی خانوم ببخشید که ناراحتتون کردم. گفتم تقصیر تو نیست که ناراحتم. تقصر خودمه. ناراحتم چون دوستت دارم.
معنی کلمه بالا تو دهخدا اینطوری نوشته:
استمزاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مزاج دانی کردن . (وطواط) (غیاث ).- استمزاج کردن ؛ زمینه بدست آوردن . استفسارکردن 
 
و در فرهنگ عمید اینطوری نوشته شده:
 
(اسم مصدر) [عربی] [قدیمی] صحبت کردن با کسی برای شناختن میل و خواهش او؛ رٲی و عقیده و ارادۀ کسی را در امری جویا شدن.
 
 
بعضی وقتا فکر میکنم به اینکه میشه چند سال دیگه بشینم کنار یکی که فکر میکنه ته خطه و آخر دنیاست و دستاشو بگیرم بهش بگم:" عزیز جان گرفتاری من از این روز های تو بیشتر بود ولی غصه نخور همه چیز درست میشه فقط توکل کن و صبر داشته باش " یا قراره همه چیز همینجوری بمونه یا بدتر شه ...این روزا پر از تلاطمه برام ... ح دستش خالیه و کلی هزینه داره پیش روش ...تو شغلش به مشکل برخورده و هر چی تلاش میکنه برای بهبود وضعیت تغییری حاصل نمیشه ...
خودم سال سختی رو گذروندم ... ر
یک سریال جدید به نام Öğretmen (به معنیِ معلّم) شروع شده و موضوع جالب و متفاوتی داره. البتّه از اونجایی که فقط ۱۰۲ روز و ۲۱ ساعت و ۱۰ دقیقه تا کنکور سراسری ۹۹ باقی مونده، فرصتی نیست که این سریال رو تماشا کنم و فقط چند سکانسش رو شاهد بودم؛ امّا تعریف و وقایعش رو از خواهرم می‌شنوم. 
حالا چی شده که بحث این سریال رو پیش کشیدم؟ 
راستش یه صحنه‌ای بود که öğretmen یا همون معلّم، از سر ناامیدی اشک می‌ریزه و با لحنی پر از خواهش و تمنّا رو به دانش‌آموزانِ خطاکا
یک خواهش!
رهبر انقلاب اسلامی:من می خواهم خواهشی از مردم بکنم و آن این است: کسانی که وقت های ضایع‌شونده‌ای دارند؛ مثلاً در اتوبوس، تاکسی، مطب پزشک  و ...، به‌هرحال اوقاتی را در حال انتظار به بیکاری می گذرانند، در تمام این ساعات، کتاب بخوانند. کتاب در کیف یا جیب خود داشته باشند. وقتی هم به مقصد رسیدند، نشانی لای کتاب بگذارند و در فرصت های بعدی باز کنند و از همان جا بخوانند.
آره منم فک میکنم میزان اندوه مهم نیست بلکه مهم اینکه که چقدرش رو بتونی تاب بیاری ! آره به نظر منم ایمی راست گفت...
جمله بالا از کتاب ، کتابفروشی کوچک بروکن ویل هست، این همون کتابیه که برای پتروس (پطروس)سفارش دادم ! 
خدایا خودت کمک کن خواهش میکنم ...
 
فقط همش خوابم می اد
کلی کار دارم ولی میگم انرژی ندارم
یکم بخوابم شاید بعدش انقدر انرژی داشتم که انجامشون بدم
شب حدودا ده ساعت میخوابم
چهار ساعت بعد از بیدار شدنم انقدر خسته ام
انگار یه هفته دویدم
فقط بزارین بخوابم
 
بعد نوشت: روز بعد:
تحملش سخته برام دعا کنین
من خیلی سگ جونم ولی
خدایا خواهش میکنم دردش بیشتر نشه
 قسمتی از دعای امام سجاد (ع) در باب پناه بردن به خدای متعال:
بار خدایا بتو پناه می برم از:
حرص و آز
 تندی غضب و خشم
 تسلط حد و رشک
 سستی صبر و شکیبایی
 کمی قناعت و خرسند نبودن بکمی قسمت و بهره خود
 سوء خلق و بدخویی
 افراط (تجاوز از حد) خواهش نفس و غلبه حمیت
منبع: کتاب ترجمه و شرح صحیفه کامله سجادیه بقلم حاج سید علینقی فیض الاسلام
جلسه سوم فیزیک تمرینی نداره اما خواهش میکنم حتما۱ - صفحه ۱ تا ۳ فصل ۴ رو مطالعه کنید.۲ - مطمئن بشید که جا خالی‌ها رو درست و مطابق کلاس پر کردین.۳ - راجع به مباحث خوب فک کنید و اگر احتیاجه دوباره کلاس رو ببینید.۴ - تفاوت دماسنج‌های الکلی و جیوه‌ای رو از اینترنت در بیارید و پایین صفحه ۲ بنویسید.
ایمان یعنی ریشه داشتن در سختی و باد و بوران و هوای سرد...
ایمان یعنی ایستادن
خدایا بیا و از ما ناامید نشو وقتی می بینی چقدر بی ایمانیم...دنیا ترسناک میشه اگر رهامون کنی. خدایا حتی اگر فرزانگی درآوردن کفشهامون رو به وقت دیدن نور کنار کوه طور، نداریم؛ کفشهامون رو به جبر از ما دور کن و صدامون کن...این بار منم که از تو خواهش میکنم بخوان ما را؛ بخوان و شک نکن که محتاج لحظه ای هستیم که تو ما را به نام بخوانی...
سلام، واقعیتش هر چی سعی میکنم اسم واقعیم رو مخفی کنم نمیشه، به همین خاطر از شما دوستان عزیز، اگر داخل وبلاگتون اسم واقعی من رو به کار بردید، پاک کنید و بجاش بنویسید نویسنده آشنا:)، دست شما درد نکنه، اونهایی که میدونن هم دیگه اسم واقعی من رو به کار نبرن، این دستور نبود، خواهش بود:) دست شما درد نکنه، جبران میکنم
یکبار برای طلاق توافقی اقدام کردم مهریه ام را بخشیدم و حق طلاق را به وکیل داده بودم ولی در جلسه ی دوم مشاوره برای حفظ آبرو در محل کارم برگشتم همسرم معتاد است میخواهم دوباره برای طلاق اقدام کنم می توانم روی پرونده قبل اقدام کنم؟ چگونه خواهش میکنم کمکم کنین؟
نمیدونم چرا نمیتونم مثل یه آدمیزادِ خرخون بشینم سر درس و مشقم!
جمعه ی هفته ی بعدی آزمون دارم و کلی درسِ نخونده و تلنبار شده. اگه اینطوری پیش برم همه چیزو میبازم. 
خدایا خودت کمکم کن بتونم اون رویاهای قشنگی که برای خودمو خیلی های دیگه دارم رو واقعی کنم. خواهش میکنم ازت...
خدایا یه کاری کن تهش قشنگترین اتفاقا بیفته. خودت که میدونی تنها امیدِ منی.
 
‏رفتم رستوران میزکناریم یه اقایی بودغذا سفارش دادغذاشو نصفه خورد یه سوسک گذاشت تو غذا
داد زد گارسون این چه وضعشهگارسون اومد گفت اقا هرچی بخورین مهمون مایید
خواهش میکنم اروم باشینغذاشو عوض کردن
گفتم داداش سوسک اضافه نداری
گفت شرمنده داداش یه مورچه دارماونم میخام باهاش چای بخورم
 
موج، دریا، قطار، ابر، باران، باد، پنجره، آبشار، شب، رشته ی مو، بودنت ، رفتنت، اندوه، تنهایی، عشق، دوستت دارم، واقعا دوستت دارم؟ یا این هم شبیه یکی از این «ادوات تشبیه بسیار نوشته »است که در این چند خط پشت سر، نوشتم؟ کلمات نابود، کلمات بود، کلمات بدبود، کلمات بی بود و نبود، همه از آنها که دار و ندارشان به یغما رفته؟
دیوانگی، جنون، لیلا، شیرین، فرهاد، خسرو، وامق، عذرا، بیژن، منیژه، داش آکل، عشق، طلب، تن و جان، شور و پریشانی، خواهش جسم، خواهش
از ابتدای سال 1398 توفیقی حاصل شد تا در کنار دوستان هنرهای نمایشی، باشم.
شما را دعوت می‌کنم تا یک بار دیگر گزارش‌ها و یادداشت‌های من را در مورد نمایش‌های سال 1398 شیراز ببینید و خواهش میکنم با نظرتان در مورد این که کدام یک بهترین بوده مرا خوشحال کنید.
ادامه مطلب
دوستان گلم وقتی برای مسافرت به یک شهر میروید کجاها میروید؟
خوب معلومه جاهای دیدنی مثلا اینجا(کرمان) باغ شاهزاده  حمام گنجعلی خان  بازار و.......
من به عنوان یک دوست از شما خواهش میکنم به اینجا هم تشریف بیارین: کتابخانه ملی . فرهنگسرای کوثر
سه شنبه ها: کلاس استاد منصور حسنی با عنوان  یک فنجان حقیقت.  
عشق هم راز غریبی ست در این  ظلمت شب
مرگ غمناک شکوفهز تگرگ،
خواهش کاهن یک معبد دوراز  کلیسای همان نزدیکی!
دزد راوحشت از بیداری!
بیمِ  ماریاز آلودگی طعمه به سم
روزِ وارونه که شب را ماند !
به کجا می رسدمخواب و خیال؟ 
به کجا می بردم دزد دریایی وجدان هرشب؟!
به کجا می کِشدم ؟!خوابِ آلودهِ به سنگینی سرب
آفرین  باد  به گلدسته مسجد که مرا کرد بیدارزخواب غم دوشین غریب
     #پروین_اسحاقی
جهت خواندن اشعارم به این آدرس سر بزنید parvin58.blog.ir
شنبه ... می تونم بگم یکی از بدترین روزهای زندگیم بود
رابطم با امید رو تموم کردم
زنگ زدم دانشگاه .. گفتن برای پستداک پذیرفته نشدم
ی ایمیل برام اومد .. مقاله ای که با استاد داور ارسال کرده بودیم ریجکت شد!!
ظهر ساعت سه پشت میزم نشسته بودم.. با خودم فکر می کردم چرا همه خبر های بد و اتفاق های بد
با هم افتادن؟
ی کاغذ برچسب صورتی خوش رنگ برداشتم
با چسب چسبوندم به دفترم...
روی برگه نوشتم:
شاید تمام درها بسته شده
تا دری که بازه است
را ببینی
دلم میخواد از این
تقریبا دارم ایمان میارم که اگر چیزی رو بخواهیم و در مسیرش تلاش کنیم بهمون می‌دن. در واقع اون تلاشه مهمه. شاید خیلی هم رو اسلوب و منطق نباشه، ولی بالاخره یه روزی یه وقتی، یهو جهش می‌کنی. جهشی که خودتم می‌فهمی یه ذره بلندتر از قدمهاییه که قبلا برداشتی. اونجا بهت عنایتی شده. عطیه‌ای داده شده... حتا در زمینه فهم. اگر واقعا بخوای، بهت می‌دن.. 
عقلم قد نمیده به چراییش. فقط چندبار تجربه کردم. بنظرم قاعده قشنگیه. معنای خوبی داره
ای آب گلم  در پی نورت
                                             خواهش ز وجودم به ظهورت
من میوه ی کالی به حضورت
                                             در طعنه ی ناهی به عبورت
افتاده منم در ره روحت
                                             سیرت به تو هم با تو به صورت
ای آب گلم نغمه ی هستی
                                             خواهش ز دلم قلب صبورت
در این شب هجران شهادت
                                             لخ
هوالحی
 
در فضای مجازی خبری خوندم مبنی بر اینکه تا اواسط اردیبهشت این ویروس دست ساز خود به خودی محو و نابود می شود. حتما شما هم خوندید. اما میشه خواهش کنم خیلی خیالتون راحت نشه. و هنوزم در خانه بمانید و وقت تون رو با خانواده بگذرانید تا قطع کننده ی زنجیره ی انتقال کرونا باشید.
دلم برای پرستارهامون میسوزه. بندگان خدا خیلی وقته سر راحت بر زمین نذاشتن. و یا حتی دلسیر با خانواده شون دیدنی نکردن.
گناه دارن بندگان خدا.
خواهش عاجزانه دارم که مواظب خود
پیاده برم؟
چرا میلرزه تنت 
پیاده برم 
سرده 
هر روز نگاشون میکنم 
پیاده برم 
میلرزه 
چقدر سرده 
من هر روز اون کتابارو نگاه میکنم 
من هر روز اون نوشته هارو زندگی میکنم 
من هر روز نگات میکنم مامان.
یه روز همه چیتو میگیرن.
من همرو هر روز 
هر ساعت 
من که دیگه چیزی ندارم.
باید برم زودتر امادشون کنم.
خواهش میکنم.
یه روزی همه چیتو میگیرن.
حتی خودتو.
خدایا خواهش میکنم نرگسو ازمون نگیر
نرگس مهربون‌ترین آدمیه که توی تمام عمرم دیدم
کسی که توی عمرش برای هیشکی بد نخواسته
کسی که دعا کرد اگه مریضیش باعث آزار بقیه‌س زودتر بره
کسی که تو آخرین لحظه ها حتی از پرستارا و مستخدما حلالیت میطلبه
کسی که دلسوزتر از خودش ندیدم
یادم میاد اون روزیو که فاطمه‌زهرا میخواست به دنیا بیاد داشتم گریه میکردم اومد بغلم کرد تا آرومم کنه و چقدر مهربون بود
خدایا من گناه‌کار تر از اونم که ازت بخوام ولی خواهش میکنم نذ
چه جالب است !!!
ناز را می کشیم ...
آه را می کشیم ...
انتظار را می کشیم...
فریاد را می کشیم ...
درد را می کشیم ...
ولی بعد از این همه سال آنقدر نقاشی خوبی نشده ایم که بتوانیم دست بکشیم 
از هر آنچه که آزارمان می دهد ...
آخر یکی نیست به او بگوید ما که می دانیم دوستمان نداری پس چرا 
با حرف ها و نگاه هایت کنایه مان میزنی 
اما خدایا گله ای دارم گناه من چیست ؟
خودش اول نگاهم کرد خدایا
به خواهش صدایم کرد خدایا 
گناه این غم و جدایی گردن اوست
که او آخر رهایم کرد خدایا
#
اگر پشت تریبون ایستاده اید فقط کافیست زیر چشمی نگاه کنید که چند درصد سالن به شما نگاه می کنند و خیره شده اند . یک نگاه کلی بصورت غریضی به شما خواهد گفت که جریان از چه قرار است . پس از پایان برنامه ، بدون هیچ ترس و خجالتی از مردم نظرسنجی کنید ، مثلا بگویید : اگر از اجرای برنامه امروز/امشب خسته نشدید خواهش می کنم تشویق کنید برگزار کنندگان این برنامه رو . جملاتی از این گونه ، می تواند شما را در دل مخاطب جا بیاندازد .
شرمنده شدم
 
شرمنده ی خودم و احساسم
شرمنده ی پدر و مادری که
با جون و دل به امید رسیدن به دخنر نداشته شون بودن
به دختری که
پسرشون عاشقش بود
دختری که
میدیدن پسرشون چطور شبها بهونه شو میگیره
خواهش میکردن
که بذار ما زنگ بزنیم بریم تهران صحبت کنیم
 
و من در خیال خوش فراهم کردن شرایط
هی میگفتم باشه چند وقت دیگه، باشه چند وقت دیگه
 
و خبشرمندگیچیز خیلی بدیه :)
 
 
و من در همه حال سعی میکنمشاکر خدا باشم ...
اینجانب درحال انتخاب قالب برا وبلاگم هستم. از قبل با بلاگ اشنایی دارم و خودمو مفتخر میدونم که از این سرویس در جمع بلاگی ها استفاده میکنم
بنظرم همین قالب چرمیه مناسبه. هم بر اساس تاریخ پستارو نشون میده و هم باحاله. ریسپانسیو هم نیست که اهمیتی نداره. 
میخوام از همین پست به همه خواننده های عزیز بگم اگه پیشنهادی یا تجربه ای داشتید حتما خصوصی یا عمومی بهم بگید خواهش میکنم ازتون.
نیمه‌شب دیشب دلم هوای پاییز رو کرد!
چشمام سنگین شده بود ولی ظاهرا خودکارم هنوز رو کاغذ می‌رقصید و خسته نشده بود!
 
آبان و یک برگ درخت
زمین چشم به راه است
یک راه پر از باد
در امتداد تنه‌ی سخت
آن طرف‌تر به موازات راه
منم و صبر و هراس
چشم‌های تاریک خویش را
می‌فرستم پی آن شاخه‌ی برگ
می‌دوانم رویش
می‌رسم بر سر برگ
برگ لرزان استمنم و برگ و حواس
منم و برگ و دو چشم
برگ، لرزان پر ترس
پلک‌های چشم را
می‌کوبم بر برگ
برگ می‌زارد، می‌شود خواهش
من ولی چ
طنز خانومی تعریف می‌کرد:من و همسرم با هم بگو مگو کردیم؛از دست شوهرم ناراحت شدم و با سرعت از اتاق خارج شدم.لباسم رو از پشت گرفت و مانع خروجم شد. در حالیکه من به شدت ناراحت بودم گفتم: ولم کن...به خدا نمیخوام حرفاتو گوش بدم؛ سعی نکن منو راضی کنی بمونم؛ من خیلی از دستت ناراحتم..نمیخوام حتی صداتو بشنوم حتی یک کلمه، پس خواهش می‌کنم ولم کن...وقتی سرم رو به عقب برگردوندم دیدم پیراهنم به دستگیره درب گیر کرده و شوهرم سر جای خودش نشسته و از خنده روده بر شده
دانلود آهنگ جدید کیا به نام باور کن
Текст песни bavar kon Kia
این منم این تویی هردو به عشق هم دچارЭто вы оба влюблены
دیگران را به هر آنچه که بین ماست چه کارЧто другие делают со всем между нами?
از تو هر لحظه ای خواهش دلبری دارم

ادامه مطلب
اخلاص محدث قمی رحمه الله
محدث قمی، حدیث اخلاص بود و آیه زهد. در مسیری که می رفت، اگر کوچک ترین شبهه ای در دلش رخنه می کرد که قدمش برای خدا نیست و یا وسوسه ای قلبش را می لرزاند، بدون هیچ تأملی از مسیر بازمی گشت. حتی اگر جمعیت بسیار نمازگزار، در قلبش او را متوجه خود می ساخت، ازامامت جماعت خودداری می کرد. یکی از دانشمندان معاصر حکایت می کند:
من از همان اوقات که به تحصیل مقدمات اشتغال داشته ام، نام محدث قمی را در محضر مبارک پدر بزرگوارم زیاد و توأم ب
دیروز اصلا روز خوبى نبود و باز من شکست خوردم طبق معمول عادت بدم بهم غلبه کرد و کلا ریده شد به هر چى برنامه اى که داشتم!!!دیروز تنها تونستم یه فصل شیمى به زور بخونم و این اصلا خوب نیست به هیچ عنوان و بازم مثل این بچه کوچولو ها خودم رو بیخود با تبلت سرگرم کردم!!…اشتباه دوم سر زدن مداوم به دایرکت براى اینکه ببینمMچى برام نوشته بود…و خیلى جدى دارم خودم بحث رو کشش میدم…نمیدونم چه مرگمه تو که Mرو قرار بود فقط به چشم یه دوست ببینیش چرا دوباره دارى شروع
گر گناهی می کنی در شب آدینه کن
تا که از صدر نشینان جهنم باشی
این بیت رو از دوست پسر یکی از دوستام یاد گرفتم. این روزها خیلی برام مصداق پیدا می کنه و خیلی بهش فکر می کنم. واقعا راست میگه ها! آدم خطا هم می خواد بکنه درست خطا کنه! والا دیگه. اصلا خیال نکنید می خوام بحث اخلاقی کنم و مثل همیشه ادب و اخلاق رو ترویج بدم ها. ابدا! امروز می خوام اتفاقا از بی اخلاقی براتون بگم. و ازتون خواهش کنم اگر بی اخلاقی هم می کنید، حرفه ای بی اخلاقی کنید. مثال زدنش فعلا ب
خلاصه داستان:
"چوون-وو" معلم جدید انگلیسی ، بنظر معلم عادی ای نمی آید. "شیون" در حالی که مورد آزار قلدرهای مدرسه قرار گرفته ، بطور غیرمنتظره قدرت رزمی چوون-وو را می بیند و بعد از چوون-وو خواهش می کند تا به او "هنرهای رزمی" آموزش دهد. چوون-وو از شیون می خواهد تا برای اثبات مصمم بودنش از
ادامه مطلب
اینترنت کدام شهرها وصل شده است؟ شما از کدام شهر هستید؟ لطفا بنویسید آیا به شبکه جهانی اینترنت متصل هستید؟ باید از وضعیت هم خبردار باشیم. از دیروز تا به حال منتظرم تا به جهان وصل بشیم. متاسفانه در تهران که هنوز اینطور نیست. 
شما بگویید وضعیت اینترنت در شهرتان چگونه است. خواهش می کنم دریغ نکنید و کامنت بگذارید تا از اوضاع هم با خبر باشیم.
اینترنت کدام شهرها وصل شده؟ شما از کدام شهر هستید؟ لطفا بنویسید آیا به شبکه جهانی اینترنت متصل هستید؟ باید از وضعیت هم خبردار باشیم. از دیروز تا به حال منتظرم تا به جهان وصل بشیم. متاسفانه در تهران که هنوز اینطور نیست. 
شما بگویید وضعیت اینترنت در شهرتان چگونه است. خواهش می کنم دریغ نکنید و کامنت بگذارید تا از اوضاع هم با خبر باشیم.
سلام
من یه دختر 23 ساله هستم، راستش من از بچگی به یکی از آشناهامون علاقه زیادی داشتم و همیشه خودم رو کنار اون تصور میکردم، تا اینکه بزرگ شدیم و به اصرار مادرش و شاید علاقه خودش اومدن خواستگاری، اما خانواده م گفتن نه، بدون اینکه از من نظر بخوان، ولی خوب حس میکنم اصلا بهم علاقه ای نداره چون خیلی سرده باهام و دیگه بعد جواب نه هیچ اصراری نشد از طرف شون.
ولی من دوسش دارم، میدونم پسر خوبی نیست و به درد من نمی خوره، تا اینکه 6 ماه پیش یه خواستگار برام ا
از لحظه ای که خبرداده اند پسرک از دوچرخه پرت شده پایین تا امروز چند روز میگذرد ؟ پسرک هنوز روی تخت بیمارستان است و من هنوز احساس میکنم در یکی از سریال های آبکی صدا و سیما گیرافتادم  و اینقدر سناریو اش آبکی ست که دکتر ها مثل همه ی دکتر های سینمایی میگویند فقط معجزه 
میشود برای پسرکمان دعا کنید؟ خواهش میکنم :( 
+میترسم خیلی زیاد سین اگه چیزی برای داداشش اتفاق بی افته دووم نمیاره
توی زندگیم چندین آرزو داشتم و دارم
آرزوهایی که بابت براورده شدن بعضی هاشون خداروشکر میکنم
بعضی های دیگه رو، خداروشکر میکنم اما... واقعیتش خیلی هم برام مهم نیست که براورده شدن
اون زمان مهم بودا
الان نیست
مثلا دانشگاه شمسی پور که من خودم رو سرش جر دادم اینقدر بعد نماز صبح نشستم دعا کردم که قبول بشم
و قبول شدم
و...
که چی؟ الان چی شد مثلا؟ واقعا مسخره بود
 
اون حجم از دعا رو برای فرج کرده بودم مینیمم 100-150 سال ظهور رو جلو مینداخت!
 
اینا مهم نیست
مهم ا
حق دختری که با یه پسر مدتی چت میکنه و خانوادش میفهمن اینه که بزور شوهرش بدن؟
تا کی این عادت و رفتارای احمقانه؟
خواهش میکنم  واسه ی دوستم خیلی خیلی دعا کنید
بعداز یکی دوماه بی خبری ازش فهمیدم به خاطر این موضوع زندانیه تو خونه.
میشه حداقل یه صلوات واسش بفرستید؟
وقت‌هایی هست توی زندگی که دلت میخواد یکی محکم تکونت بده و بگه بیدار شو. چشماتو باز کنی و ببینی همه چی خواب بوده... هیچ کدوم از سختیا، غصه‌ها، درد‌ها واقعی نبودن و همه چی تموم شده.
وقتایی هست توی زندگی که احساس می‌کنم لایق خیلی از چیزایی که دارم نیستم که واسه من دارن حروم میشن، مثل علمی که بهم غرور داده یا احساس پاک عزیزایی که بلد نیستم چطور قدرشو بدونم...
یه وقتایی دوس دارم توی زندگی هیچی نفهمم... شبیه مریض دیپ کمای آی سی یو که زیر ونتیلاتوره...
باز هم بخاطر خواب پیام دادن به تو رو از دست دادم و این خیلی تلخه
راستی مدیر گروه که باهاش بخث کرده بودم، دیدتم اصلا هیچی نگفت و فقط شوخی کرد
همه بچه ها تعجب کرده بودن
برای بسته سفارشیت خدارو شکر که رسید بدستت ان شاالله ازش راضی باشی و همونی باشه که میخواستی
ولی ازت خواهش میکنم چیزی برنگردون بزارش به حساب کادوی تولدت، خیلیییی دوست داشتم میتونستم کادوی تولد بهت بدم الان که شده لطفا این فرصتو ازم نگیر
 
اعوذ بالله منم شیطان رجیم ♪خواهش میکنم ببین خواهش کردم خواهش میکنم بزن آهنگ بعدى ♪چون دارم درِ جهنمو بازش میکنم ♪اگه ننه باباى عقب موندت پیشتن با هدفون گوش کن ♪رفقا میترسن بگن که رفیق منن حق دارن بایدم منو ببینن جیغ بزنن ♪سگ هار دیوونه منم ها بیخود دعا میخونه ننم من میگیره دیگه از این خونه عنم هع ♪منو چى فرض کردى میخواى واسه کى برگردى یه روانى واسه چى میخواى من فقط میزنم میرم بعدى ♪گیر میدم بت گیرم ندى من پره از کینم ردى بابا مرد به کی*ر
واقعا بدبختی من حد و اندازه نداره مثل نفهمیم
هرچی بشه حقمه
باز نمیتوتم جلوی خودمو بگیرم
اخه چرآآآ
چرا این همه بی تفاوتی لعنتی
چرا نمیای
چرا
تو که میدونی من بدون تو نمیتونم
دیگه چند بار
هاآآن چند بار بهت بگم؟؟؟؟چقدر بی لیاقت بوری و من نمیدونستم
داری با دوستات میگی میخندی خوش میگذرونی
یه یادی هم از من کن مـــــرد
آره 
کم نیستن نامردایی مث تو
که اسم مرد میزارن رو خودشون
میان اینطوزی میکنن
دیگه هیچ فرقی با بقیه نداری
دیگه تصورمو از مسعود قبلنا
«آخرین رویای فروغ» اثر سیامک گلشیری.
فروغ زن مسنیه که بیماره و رو به مرگ. در آخرین روزهای قبل از مرگش از نوه‌ش خواهش میکنه تا اونو به شمال ببره و همه اعضای خانواده رو هم دعوت کنه.
یه فیلم ایرانی به تمام معنا بود :| خیلی بد بود بنظرم ..
و سعی میکنم اونقدری بهت توکل کنم و توام هیچکاری نکنی خدا...ینی اصلا نمیخوام چیزیو کم و زیاد کنی
من به مامان گفتم اینکارو نکن و قبول نکن 
من نمیدونم چی شده که همچین تصمیم گرفتن 
من میترسم سرنوشتِ بدجور تکون بخوره و گند بزنه به همچی....
همین یه فکرو نداشتم که اونم با ترس و لرز زنگ زده بیدارم کرده و میگه بهم و ...
ولی مامان کاش نمیزدی ... آرامش کمی رو که بعد نماز بدست آوردمو دیگه ندارم...
من باید تنها الان خونه بابابزرگ باشم، و رمقی برای من نمونده که آما
 همه پسرا سر و تهشون توی تلویزیونه که کی فوتبال می ده و کی نود می ده ... ریشه کن بشه این فوتبال و عادل فردوسی پور! از غر غر های خودم خنده ام گرفته بود ... آراد سریع اومد به طرفمون و رو به وارنا گفت:- سلام ببخشید ... خیلی معطل شدین؟- سلام نه نه شما ببخش ... این موقع شب کشیدیمت از خونه بیرون ...- خواهش می کنم بابا وظیفه است ...سریع کرکره برقی رو داد بالا و درو با کلید باز کرد ... خودش کنار ایستاد و رو به وارنا گفت:- بفرمایین خواهش می کنم ...وارنا بی تعارف رفت تو و
سلام ایرانسل عزیز و قشنگم
این روزها که همه ی سختی ها و محدود بودن ها را باهم پشت سر گذاشتیم...وقت آن شده که دوباره به آغوش هم بازگردیم...!! خواهش میکنم برگرد...برگرد و با اینترنت پر سرعت و نامحدودت به زندگیم آرامش ببخش...برگرد که رقیبانت (شاتل و مخابراتو های وب و بقیه ی بی ادبان) از تو پیشی گرفته و اینترنت کم سرعتشان را دست یارانشان سپردند...برگرد و بگذار مودم تی دی ات دوباره مهم ترین اشیای خانه مان شود...برگرد عزیزم...ما منتظریم...خیلی خیلی منتظریم...
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت  ×  بزنند و غروب که برگشت دید که
ادامه مطلب
چجوری کباب نشم واسه نوزادِ پره مچوری (نوزادی که قبل سی و هش هفته به دنیا اومده) که مادرش تمام طول بارداری کدئین و آلپرازولام خورده، و حالا هم بعد از دنیا اومدنش یک عالمه مشکل داره اما حتی برای معاینات روتینش هم باید از خونواده ش خواهش کنی و هی بسپری و هی پیگیری کنی که بیارنش. چرا این طفل معصوما رو دنیا میارید؟ به دنیایی که تن سالمش هم باید جون بکنه که زنده بمونه؟
+بابا
- سارا جان
(وقتی داشتیم وسایل افطار رو میچیدیم همزمان همدیگرو صدا زدیم:)
-بگو
+ نه اول شما بگید
- بگو بابا، بگو منم بعدش میگم 
+ میخواستم بگم، میشه از فردا بریم شرکت؟! خواهش می کنم.
- بریم؟ یا برم؟
+ نه بریم، با هم بریم، الان همه دیگه میرن بیرون، ما هم از فردا بریم شرکت، مثل بقیه احتیاط کامل می کنیم .شما به کارتون برسید منم همونجا درسامو می خونم. کم کم دارم دیوونه میشم بابا ، دیگه نمی تونم تحمل کنم این خونه رو...خواهش می کنم.قبوله؟
- نه
+ چرا؟خب چر
یه روز یکی ممکنه ازم بپرسه برای رقص‌های محلی این سرزمین چیکار کردی؟
من می‌گم از ۱۰ روز مونده به المپیادم، شروع کرده‌بودم به رقصیدن. فقط رقصیدن. با قولِ ۵ دقه‌ای خودمو گول‌ می‌زدم و گول می‌خوردم واقعا. واقعا. و فرداشم خودمو گول می‌زدم.
ده‌دقیقه ترکی، چهل‌دقیقه غش. بیست‌دقه گیلکی، چهل‌دقیقه غش. استراحتا؟ لریِ یواش( که آره؛ واقعا رقص یواش هم دارن :)) ).
مابقی اوقات روز؟ ویدیوهای آموزش رقص کردی در یوتیوب.
بله. خواهش می‌کنم. آیندمو فدای این م
 
 
پدر دندان پزشک بابا چند ماه قبل بر اثر آلزایمر فوت شد. پدر با وجود بیماری همیشه جلو انسانهای خندان،خندان است. من سوم شخصی بودم به تماشا یک عشق ناب نگاه حسرت و ستایش پزشکنگاه پدرانه پدریکهو دکتر خواهش کرد و دوربین دست گرفتم و از دکتر و بابا عکس گرفتم خدا خدا خدا
 
 
 
 
رسول الله (صلی الله علیه و آله) :المُؤْمِنُ یَأْکُلُ بشَهْوَةِ أهْلِهِ ،والمُنَافِقُ یَأْکُلُ أهْلُهُ بِشَهْوَتِهِمومن به میل خانواده ی خود غذا میخورد، و منافق خانواده اش به میل او می خورند.
اگه جامعه رو هم یه خانواده بزرگ ببینیم...سران نظام حکم پدران جامعه رو دارند و طبق این روایت سزاواره اون جایی که منع شرعی و عقلیی در کار نیست، خواهش خودشون رو کنار گذاشته و با خواسته و میل جامعه همراهی نمایند که نتیجه این گذشت البته نیست مگر انسجام ودلگر
+بابا میشه گوشیمو بدید؟
- :/
+خواهش می کنم.امروز مامان زنگ زده بودن،متوجه نشدم .خواهش می کنم.
-خب
+ خب نداره که دیگه. خب بدید گوشی پیشم باشه زنگ خورد بفهمم دیگه.
-قبلا چجوری می‌فهمیدی؟
+ بگید نه خلاص دیگه،این سوالا چیه دیگه؟ نمی خواهم اصلا.
- آخرش نمی خوای درست درخواست کردنو یاد بگیری نه؟ -_-
+ ازتون خواهش کردم، اونم نه یه بار دوبار، دیگه درستش چجوریه؟
-گفتم خب که بیشتر توضیح بدی بفهمم مشکل دقیقا چیه، فرقش با وقتای دیگه چیه...داشتیم حرف می زدیم به یه ت
سلام
من خیلی تلاش کردم،
صادقانه صحبت کردم،
از اعماق وجودم صحبت کردم،
غرورم را زیر پا گذاشتم،
خواهش کردم،
از نیازهای طبیعیم که خدا در درونم قرار داده صحبت کردم،
نیاز به دوست داشتن،
نیاز به دوست داشته شدن،
و...
ولی...
خصوصی ترین مساله زندگیم را گفتم،
ولی...
خب دیگه...
ولی من هنوز هم امیدوارم.
من به معجزه های خدا باور دارم.
من به غافلگیر شدن توسط خدا ایمان دارم.
من میدونم که خدا بهترین فرصت ها و بهترین راه ها را سر راهم قرار خواهد داد.
باز هم صبر میک
یک خواهشی دارم. 
دقت کنید!
اگر وبلاگ مرا دنبال میکنید یا اتفاقی به این پست برخوردید خواهش میکنم چند دقیقه وقت بگذارید و این لینک را کلیلک کنید و گوش کنید. یک شعر است با صدای شاعر. 5 دقیقه. لطفا.
بعد نظرتان را برایم بنویسید.
خیلی برایم مهم است. لطف بزرگی در حق من خواهید کرد
کلیک کنید
https://soundcloud.com/yaghma/azhooshmi
ادامه مطلب
شوهرم معتاد است وداشتم جدا میشدم که تو جلسه های مشاوره که بودیم تو محل کارم مزاحمت ایجاد میکرد از ترس آبرو سازش کردم وبرگشتم ولی نمیشه میخوام طلاق بگیرم  می توانم روی پرونده قبل اقدام کنم؟ چگونه خواهش میکنم کمکم کنین؟

خیر .اگر وکالت در طلاق از همسرتان دارید می توانید دوباره اقدام نمایید ووکیل بگیرید

منبع: سایت وکالت دادراه
 جنگ سپاه سیل سپاه زلزله سپاه راه سازی سپاه سد سازی سپاه دستگیری عبدالمالک ریگی سپاه دستگیری جیسون رضاییان سپاه دستگیری روح الله زم سپاه مبارزه با گروههای تروریستی شرق و غرب کشور سپاه حفاظت فرودگاه ها سپاه حفاظت شخصیت ها سپاه مقابله با داعش سپاه حفاظت مرزهای آبی سپاه انتقام از حمله داعش سپاه انتقام از ترور حاج قاسم سپاه بازوی پرتوان امام و رهبری سپاه ⭕خواهش میکنیم یک اشتباه از یک فرد در این سازمان انقلابی و مردمی باعث نشود خدمات ارزنده ا
نجوای حضرت آدم(ع) با امام زمان(عج):
ای آب گلم  در پی نورت
                                             خواهش ز وجودم به ظهورت
من میوه ی کالی به حضورت
                                             در طعنه ی ناهی به عبورت
افتاده منم در ره روحت
                                             سیرت به تو هم با تو به صورت
ای آب گلم نغمه ی هستی
                                             خواهش ز دلم قلب صبورت
در این شب هجران شهادت
                
دیروز بهداشت 2 داشتم..مال ترم دوعه اما من چون خیلی بهداشت دوست دارم این ترم دوتا بهداشت 1 و 2 رو با هم ورداشتم:| حالا میگم ک چطو ایطور شد
هر دوتاش رو خراب کردم از بس حفظی ان:(
الانم تو اتوبوسم به سمت خوابگاه..باید برم ظرفای دیشبو بشورم وسایلمو جم کنم و بعد برم ترمینال
سر جلسه امتحان گوشیارو گذاشتیم رو جا استادی..گوشیم رو ویبره بود زنگ خورد..مراقب گوشیو برداش بالا گفت این مال کیه؟ گفتم من..اومد طرفم همین موقع زنگش قطع شد
گفتم: قطع شد دیگه
گفت: یه جوری
دوست دارم نوشتن رو دوباره ادامه بدم اما همچنان اینکه کی میخونه، برام مهمه.
بعضی حرفا رو هیچ جا نمیتونم بگم اما دوست دارم ردی ازش بمونه برای آینده؛ هم از جهت خاطره و هم برای عبرت.
از این به بعد تمام پست‌ها رمز‌دار خواهد بود.
از دوستانی که وبلاگ من رو میخونن و مطالب رو دنبال می‌کنن خواهش می‌کنم آدرس وبشون رو به صورت خصوصی بذارن تا رمز ثابت مطالب عمومی براشون ارسال بشه.
مطالبی که شخصی باشن هم به نحو دیگه‌ای توی عنوانشون مشخص میشه.
ممنونم از د
یاحق
 داشتم فکر که نه! حس میکردم چه قدر دردناک و زجرناک است که وبلاگ های مورد علاقه ات که خواندن کلمات و نوشته های جاری در آن مغزت را نوازش می دهد، انگار دیگر به روز نمی شوند...
چه بلایی سر این پنجره های دوست داشتنی آورده تلگرام و اینستاگرام و تمام گرام هایی که زندگیمان را در مشتشان فشار می دهند؟
ناگفته نماند به روز شدن وبلاگ هایی که هنوز نفس می کشند به لطف سرانگشتان نویسندگانش، حالم را عمیقا مطلوب می کند. : )
پ.ن1: خدایا وبلاگ های متروکه را دوبار
خیلی حرص می‌خورم
از این همه بیشعوری ملت. میرن مسافرت، میرن خرید عید، میرن سبزه می‌خرن!!! حالا یک سال بدون سبزه نمی‌شد؟ می‌مردین؟ خودشون که به درک... ولی یکی شاید توو اون خراب شده بخواد رعایت کنه و نتونه از دست شما نفهما.
 
مسئله بعدی هم... من واقعا دوست داشتم رهبر و رئیس جمهور توو پیام نوروزی‌شون به مردم می‌گفتن، حتی خواهش می‌کردن، که توو خونه بمونن. ولی خب خیلی خوش‌بین بودم انگار. چی می‌شد می‌گفتن؟ مطمئنم عده خیلی خیلی خیلی زیادی می‌موند

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

موسسه پرستاری ارژن مارکت حرف هایی با ارزش شورای دانش اموزی دبستان فضیلت هفشجان قلب من بدون نقاب رونق تولید آسانسور و پله برقی فوجی | ایده نگار مجتمع قضایی بعثت _ وکیل بعثت سفارش طراحی کاراکتر